نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

خونه تکونی عید

1395/1/20 10:33
نویسنده : مامان و بابا
199 بازدید
اشتراک گذاری

جیگر گوشه ی مامان؛

من امسال از اواخر ماه بهمن خونه تکونی شروع کردم وبا شیرین کاریهای تو وروجک تا لحظه ی سال تحویل کار داشتم.تو هم من هر کاری میکردم  می گفتی من هم می خوام همون کار انجام بدم.همون جور که تو عکس پایین میبینی من مانتو و روسری سرم کرده بودم و پنجره اتاق خواب دستمال می کشیدم  تو هم گیر دادی منم مانتو و روسری و دستمال می خوام .این لباسی که تنته مثلا مانتوی شماستخندهبعد از اینکه تنت کردم  با کلی ذوق کمکم کردی

دورت بگردم یه وقت دستای کوچمولوت خسته نشن

مامانی یه میتکا بده می خوام اینجا بخوابم

آخه مامان جون اینجا که جای خوابیدن نیست

 قند عسلم بقیه ی عکسای بامزت بدو برو تو ادامه مطلب ببین

مامانی جام چه راحته

بیا بیرون عزیزم یه وقت خدای نکرده کمد می افته

مامان من ببین

وااااااااااااااااااااااااااای خدای من تو کی رفتی اون بالا

تکون نخور تا من بیام

دورت بگردم

اینجا هم فرشامون داده بودیم قالیشویی، جامون باز شده بود،تو هم برای خودت حال میکردی

امسال بیشتر عروسکات تو ماشین لباس شویی خودت شستم

این هم وسایل اتاقته اورده بودم تو اتاق خودمون تا اتاقت تمیز کنم

با هر چیزی که دوست داشتی سرت گرم میکردم تا کارام کنم

اینجا در حال ریختن کاغذ توی آب هستی

عاشق این کاری

اینجا هم با هزارتا ذوق از عروسک گرفته تا اسپری خالیه من می شستی و به من می گفتی دوست دالم

آخه کارهایی که خیلی دوست داری انجام بدی و من مانعت نمیشم همش با زبون شیرینت به من میگی دوست دالم

منم دوست دارم عشقم


دختر عزیزم عشق توئه که به همه ی این کارهایی که تو زندگیم میکنم امید میده و توانم را چند برابر میکنه

بی اندازه عاشقتم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)